اتحاد سه گانه خوانین لر برای اداره ایران
اتحاد سه گانه خوانین لر برای اداره ایران
پس از مرگ نادر و فروپاشی سپاه نیرومندش زمینه قیام در سرتا سر ایران فراهم گردید . حکام ولایات و امرای نادر هر کدام تلاش می کردند از فرصت پیش آمده استفاده کنند عده ای در صدد کسب قدرت و سلطنت بودند و عده ای تلاش برای حفظ استقلال و تسلط بر منطقه تحت فرمانروایی خویش را داشتند.در این زمان ابوالفتح خان بختیاری(هفت لنگ) حاکم اصفهان ،علیمردان خان بختیاری (چهار لنگ) و کریم خان زند (لر فیلی) بعد از درگیریهای با یکدیگر درنهایت با هم متحد شدند.
پس از مرگ نادر و فروپاشی سپاه نیرومندش زمینه قیام در سرتا سر ایران فراهم گردید . حکام ولایات و امرای نادر هر کدام تلاش می کردند از فرصت پیش آمده استفاده کنند عده ای در صدد کسب قدرت و سلطنت بودند و عده ای تلاش برای حفظ استقلال و تسلط بر منطقه تحت فرمانروایی خویش را داشتند گرچه جانشینان نادر از جمله برادر زاده هایش علی قلی خان (1) وابراهیم خان(2) سپس نوه اش شاهرخ ( 3)برای مدت محدودی یکی پس از دیگری عنوان پادشاهی را از آن خود نمودند اما حسادت و کینه توزی بین آنها باعث نابودی آنان گردید اکثر سرداران نادر سراز چنبر اطاعت جانشینان نادر برداشتند احمد خان ابدالی با قوای افغان و ازبک راه خود را باز نمودند و به زادگاه خویش برگشتند لرهای زندیه نیزکه سرنوشتی همانند بختیاری ها داشتند به سرزمین و دیار خود بازگشتند .
هنگامی که شاهرخ در سال 1161 ه.ق به سلطنت رسید ولایات فارس در دست فتحعلی خان افشار و حکومت اصفهان با ابوالفتح خان بختیاری (4) و حکومت همدان با محمد علی خان تکلو بود که همگی علی الظاهر مطیع سلطنت شاهرخ بودند . سرداران قدرتمند بختیاری و زندیه که در طول زمامداری نادر مبارزات سختی را پشت سر گذاشته بودند و با کمک دلاوران و جنگجویان طوایف خویش در سپاه نادر افتخاراتی را از جمله فتح تسخیر ناپذیرقلعه قندهار و تصرف هندوستان و در پایان فتح قلعه و حصار کلات را کسب کرده بودند دستیابی بر مرکز و جنوب ایران را حق خود می دانستند . ابتدا علیمردان خان بختیاری ( 5) که بساط فرمانروایی خود را در گلپایگان گسترانیده بود قیام نمود و بر علیه ابوالفتح خان بختیاری حاکم اصفهان وارد نبرد گردید اما به علت مقاومت شدید قوای اصفهان با شکست مواجه گردید ظاهراً سران بختیاری به علت رقابت سیاسی و برای کسب قدرت با هم اختلاف داشتند زیرا بزرگان و سران هفت لنگ در جناح ابوالفتح خان حاکم اصفهان قرار داشتند و بزرگان و سران چهار لنگ در جناح علیمردان خان زیرا به علت اختلافات داخلی نتوانسته بودند با هم به اتحاد برسند خان هفت لنگ به عنوان حاکم اصفهان برگ برنده را در دست خود می دانست و خان چهارلنگ که احساس می کرد مقامی را در طول دوران خدماتش به دست نیاورده است در صدد جایگاهی در نظام حکومتی بود این امر سالها او را آزار داده بود و تلاش می کرد از فرصت پیش آمده استفاده نماید . هنگامی که به تنهایی نتوانست کاری را از پیش ببرد با اسماعیل خان فیلی ( 6) حاکم لرستان هم پیمان گردید و نمایندگانی (7) از سران چهار لنگ نزد کریم خان زند (8) فرستاد و دست دوستی را به سوی او دراز کرد ناگفته نماند قبلاً بین علیمردان خان و کریمخان زند محاربه ای بوجود آمده بود و در محلی به نام "کمره” بین خمین و گلپایگان قوای کریم خان و علیمردان خان با هم درگیر جنگ شده بودند و علیمردان خان در آن نبرد شکست خورده بود . لذا خان بختیاری با وجود اختلافات گذشته مصمم بود با کریم خان راه دوستی را در پیش گیرد و از قدرت او جهت تصرف اصفهان استفاده نماید . کریم خان زند نیز کمتر از علیمردان خان در صدد کسب قدرت و تسلط بر مناطق همجوار نبود به همین منظور از فرصت پیش آمده استقبال نموده و نمایندگان خان بختیاری را به گرمی پذیرفت و وعده داد که به زودی به آنها ملحق خواهد شد . علیمردان خان بی صبرانه منتظر ورود قوای زندیه بود و مجدداً صالح خان بختیاری را با عده ای جهت مشایعت خان زند پیشتاز آنان فرستاد . کریم خان ذکریا خان کزازی ( 9) را با خود همدست نمود و با قوای تحت امرش روانه مقر خان بختیاری گردید .
سرانجام علیمردان خان و کریم خان با قوای متشکل از بیست هزار جنگجو به اصفهان حمله نمودند و با فرستادن پیغامی توسط جاسوسانی برای عده ای از فرماندهان سپاه و دادن وعده و وعید آنان را از مقاومت بر حذر داشت و سپس نبرد نهایی خود را جهت تصرف اصفهان آغاز نمود و با شکستن خط دفاعی دشمن از دو طرف شهر را مورد حمله قرار دادند و پس از یک درگیری شدید و با کمک جاسوسان و ستون پنجم هوادار علیمردان خان با گشودن دروازه ها ، شهر به تصرف علیمردان خان و کریم خان در آمد. ابوالفتح خان با عداه ای از سران بختیاری هفت لنگ و فرماندهان سپاه اصفهان مشغول دفاع از ارگ شهر شدند . قوای مهاجم به مدت سه شبانه روز به طوری که علیمردان خان وعده داده بود سرگرم قتل و غارت بودند روز سوم جنگ علیمردان خان که احساس می کرد بدون کمک و معاونت ابوالفتح خان نمی تواند برای مدت طولانی کنترل شهر را در دست گیرد و حتی جهت رسیدن به هدف خویش شرایط مساعدی را مطرح ساخت و با ابوالفتح خان وارد مذاکره گردید و سپس دستور جلوگیری از آزار و اذیت مردم را صادر کرد و به سپاهیان دستور داد تا از بی نظمی جلوگیری به عمل آید و امنیت را در شهر برقرار ساخت . اینجاست که بین سرداران لر تبار اتحادی به نام اتحاد سه گانه مبنی بر نشکیل حکومت و اداره امور کشور بسته می شود . ابتدا در صدد احیای سلطنت توسط یکی از بازماندگان یا نوادگان صفویه بر آمدند و پس از تحقیقات و جستجو در شهر اصفهان میرزا ابو تراب (10) فرزند هفده ساله میرزا مرتضی صدر الممالک را که یکی از دختر زادگان شاه سلطان حسین صفوی بود برای پادشاهی انتخاب گردید و به عنوان اسماعیل سوم به تخت سلطنت نشاندند . علیمردان خان نیابت سلطنت را پذیرفت و ابوالفتح خان به حکومت اصفهان ابقاء گردید و کریم خان سردار لشکر یا سپه سالاری را از آن خود نمود ند و متعهد گردیدند که هیچکدام بدون مشورت با هم پیمانان خویش خود سرانه اقدامی در امر حکومت نداشته باشد . طولی نکشید که با خروج کریم خان و سپاه تحت امرش از پایتخت این موازنه به هم خورد و علیمردان خان نقض عهد نمود و بنای خود سری را آغاز کرد ابوالفتح خان که مانع اقدامات خود سرانه او شده بود و احساس می کرد موی دماغ او شده است با دسیسه وی را به قتل رسانید و باعث تشدید اختلافات بین ایل بختیاری گردید وی بعد از قتل ابوالفتح خان عموی خود حاج بابا خان (11) را به حکومت اصفهان منسوب کرد و پادشاه دست نشانده را همراه خود ساخت و با باقیمانده سپاه ، اصفهان را به مقصد شیراز و ولایات فارس ترک کرد علیمردان خان در اواسط آبان ماه سال 1163 ه.ق وارد شیراز گردید صالح خان بیات حاکم شیراز ، شهر را رها کرد و به سوی اصفهان گریخت . خان بختیاری شیراز را مقر خود قرار داد و مالیات سه ساله فارس را یکجا خواستار گردید مامورین مالیاتی خود را به مناطق و نواحی اطراف فارس و حتی بنادر ساحلی جنوب روانه ساخت . در طول مدت پنج ماه صدمات زیادی را توسط مامورین مالیاتی بر مردم وارد ساخت که این امر باعث نارضایتی مردم گردید .
کریم خان از میان رقبای قدرتمند بومی قد برافراشت و از طریق صداقت آشکاری که با قاطعیت و اعتدال سیاسی توام بود تبدیل به مرد پیروزمند سرکشان ایران باختری شد و با کنترل دو عامل پایتخت و شاه لقب وکیل الدوله را که سابقاً به علیمردان خان داده شده بود به خود اختصاص داد.
کریم خان هنگامی که سرگرم تصرف همدان و کرمانشاه بود خبر نقض عهد علیمزدان خان و کشته شدن ابوالفتح خان را دریافت کرد و پس از فراغت از میدان کارزار راهی اصفهان گردید حاج بابا خان بختیاری که سپاهی در اختیار نداشت شهر اصفهان را ترک کرد تا اینکه خان زند بدون مقاومتی وارد شهر گردید علیمردان خان در بهار سال 1164 ه. ق جهت تصرف مجدد اصفهان وارد چهار محال گردید تا اینکه بتواند از مردان ایل بختیاری که به تازگی از خوزستان کوچ بهاره خود را آغاز کرده و وارد سرچشمه های زاینده رود شده بودند جهت مقابه با کریم خان و تصرف اصفهان استفاده نماید . کریم خان به محض خبر ورود علیمردان خان به منطقه کوهرنگ و چهار محال بختیاری از اصفهان خارج شد تا اینکه بتواند در زادگاه خان بختیاری با او مقابله کند و مانع از تجدد قوای او گردد و به سرعت قوای خود را به چهار محال بختیاری رسانید و با علیمردان خان وارد نبرد گردید . علیمردان خان شکست خورد و به همراه هم پیمانش اسماعیل خان فیلی به سوی شوشتر عقب نشینی کرد پادشاه دست نشانده به همراه وزیرش زکریا خان کزازی به قوای زندیه ملحق شدند و عده زیادی از نیروهای علیمردان خان تسلیم شدند و کریم خان با مهربانی با آنان برخورد نمود و تعدادی از مقصرین را به قتل رسانید و پیروزمندانه وارد اصفهان گردید . اینک کریم خان از میان رقبای قدرتمند بومی قد برافراش و از طریق صداقت آشکاری که با قاطعیت و اعتدال سیاسی توام بود تبدیل به مرد پیروزمند سرکشان ایران باختری شد و با کنترل دو عامل پایتخت و شاه لقب وکیل الدوله را که سابقاً به علیمردان خان داده شده بود به خود اختصاص داد . فرامینی صادر کرد و حکامی را برگزید و همه اراضی واقع در میان آذربایجان و بنادر خلیج فارس را به تصرف در آورد . عموزاده اش شیخعلی خان به عنوان سردار مناطق شمالی و سرزمین محل سکونت زند برگزیده شد و محمد خان در ایالت غربی دامنه زاگرس مستقر گردید . برادرش صادق خان را به سرداری دو هزار سوار به کرمانشاه اعزام داشت تا قلعه هنوز تسلیم نشده آن شهر را محاصره و زیر نظر گیرد و هم چنین حکومت عراق ، عجم بختیاری را به مبلغ سالیانه 700 تومان طی فرمانی که مربوط به ماه رجب سال 1164 ه .ق می باشد به ابدال خان بختیاری واگذار نمود علیمردان خان بعد از شکست جنگ چهار محال وارد شوشتر گردید و با پایمردی کلانتر سیر فرج الله (12) مراتب مهمان نوازی و حمایت شیخ آل کثیر را به دست آورد و سپس ترتیب دادتا سال بعد تعداد قابل توجهی سرباز بنیچه عرب تحت فرماندهی شیخ علوان پسر شیخ سعد استخدام کند و در بهار سال 1165 از بختیاری خارج شد و با کمک مجدد اسماعیل خان و لرهای فیلی به سوی کرمانشاه حرکت کرد و سپس با کمک عبدالعلی خان (13 ) حاکم کرمانشاه اتحادیه ای متشکل از کرد و لر و ترک و عرب تشکیل داد و بار دیگر آماده نبرد با کریم خان و قوای زندیه گردید و برای بار دوم علیرغم تلاش هاو رشادت های متحدین عرب و کردش از خان زند شکست خورد . علیمردان خان تلاش فراوانی کرد تا بتواند موقعیت از دست رفته خود را به دست آورد اما متاسفانه هر بار بخت از او روی گردان می شد . و شکست می خورد حتی برای سومین و چهارمین سال پیاپی تجدید قوا می نمود، اما نتوانست موفقیتی به دست آورد . لذا هنگامی که کریم خان در حال نبرد با مدعی دیگری به نام محمد حسن خان قاجار در شمال ایران بود علیمردان خان ساکت ننشست و با کمک مصطفی خان نماینده دوران نادر شاه در بغداد و با کمک فراریانی که در بغداد بودند ، فردی را که ادعا می کرد از نوادگان صفویه است در بغداد علم کردند و رد سال 1166 ه. ق عنوان شاه سلطان حسین ثانی را به او دادند و به دور او گرد آمدند و به تدارک سپاه پرداختند و به قلعه محصور شده کرمانشاه پیغام فرستادند که به کمک آنان خواهند آمد علیمردان خان و مصطفی خان با حمایت پاشای بغداد و دومین دست نشانده به سوی کرمانشاه حرکت کردند . کریم خان این بار هم پیش دستی کرد و با سپاهیان خود به کمک قوایی که کرمانشاه را محاصره کرده بودند شتافت و قبل از ورود علیمردان خان کرمانشاه را به تصرف خود در آورد ندو آماده نبرد با دشمن دیرینه اش برای آخرین بار علیمردان خان و مصطفی خان شکست خوردند در سال 1167 ه.ق که کریم خان از آزاد خان افغان حاکم آذر بایجان شکست خورد و قوای زندیه از هم پاشیده شد عده ای از خانواده های زند تحت فرماندهی محمد خان زند و شیخعلی خان زند که در قلعه پری مستقر بودند توسط آزاد خان افغان اسیر شدند و به آذربایجان منتقل گردیدند اما در بین راه خوانین زند با زیرکی و زبر دستی به طور ماهرانه شبانه از دست نیروهای افغان گریختند و در چمچال که یکی از نواحی شرقی کرمانشاه می باشد اقامت گزیدند تا اینکه بتوانند نیروهای سرگردان خود را جمع کنند . علیمردان خان به همراه متحد پایدارش اسماعیل خان فیلی که پس از شکست های پیاپی به دنبال فرصت بودند بر گروه کوچک زند فرود آمدند خوانین زند با فرستادن پیام های دوستی و اتحاد و پناه بردن به خان بختیاری خود را از خطر رها ساختند و وارد اردوگاه وی شدند و مذاکراتی بین آنان مبنی بر اتحاد و پیوند دوستی با کریم خان و بیرون راندن مهاجم تازه یعنی آزاد خان افغان صورت گرفت . شیخعلی خان با زیرکی از خان بختیاری اجازه خواست تا نزد کریم خان برود و مراتب دوستی اظهارات گفته شده را به او برساند و زمینه ملاقات را فراهم سازد . شیخعلی خان با این وسیله خود را رهانید و به سوی کریم خان شتافت محمد خان و سایر خانواده های زند نزد علیمردان خان ماندند . اما مدتی گذشت و خبری از بازگشت شیخعلی خان نشد خان بختیاری متوجه اشتباهش شد و با بستگان کریم خان که اردویش باقی مانده بود بنای بد رفتاری را گذاشت و ابراز خشم می کرد محمد خان زند از غفلت علیمردان خان استفاده نمود و یک روز که خان بختیاری بدون سلاح و محافظ برای دلجویی نزد محمد خان رفته بود تدارک قتل وی را فراهم ساخت و کسی که علیمردان خان او را به حساب نمی آورد بدون سلاح وارد شده بود توانست با زیرکی او را به قتل برساند و به سرعت اردوگاه را ترک کند . به طوری که قوای علیمردان خان نتوانستند رد او را پیدا کنند .
کریم خان به عنوان آخرین و سومین فرد از گروه اتحاد سه گانه توانست پس از مرگ علیمردان خان بر تمام مدعیان سلطنت و شورشیان غلبه پیدا کند و با پشت سر گذاشتن موانع و خطرات زیاد که طی یک سری لشکر کشی ها از آنها عبور کرده بود برتری خود را به همگان ثابت نمود و به عنوان رهبری قدرتمند امور اداره کشور را عهده دار گردید . سادگی ایلیاتی و حسن سلوک او با مردم باعث شد که لقب وکیل الرعایا را برای خود برگزیند و از عنوان پادشاهی دوری جست به عمران و آبادانی همت گماشت تجارت را رونق بخشید و امنیت را برقرار ساخت و همواره با مخالفین با مدارا رفتار می کرد و پس از 28 سال فرمانروایی سرانجام در شب سیزدهم صفر سال 1193 ه.ق دیده از جهان فروبست
توضیحات
1- علی قلی خان فرزند محمد ابراهیم خان ظهیر الدوله برادر زاده نادر بود که پس از مرگ نادر در سال 1160 ه.ق به عنوان عادلشاه یا علی شاه به سلطنت رسید و طولی نکشید که برادرش ابراهیم خان بر علیه و قیام کرد و پس از غلبه بر وی چشمانش را میل کشید و سپس یک سال بعد به همراه برادرش ابراهیم خان توسط شاهرخ میرزا نوه نادر شاه کشته شد
2- ابراهیم خان فرزند دیگر محمد ابراهیم خان و برادر علی قلی خان که در زمان نادر حکومت اصفهان را اختیار داشت و پس از مرگ نادر و به قدرت برادرش علی قلی خان بر علیه قیام کرد و حاکم آذربایجان را با خود همراه ساخت بر قوای برادرش غلبه نمود وی را از هر دو چشم نابینا ساخت و در سال 1161هنگامی که شاهرخ را در خراسان به سلطنت رساند او نیز در آذر بایجان ادعای پادشاهی نمود و به عنوان ابراهیم شاه افشار سکه به نام خود زد و بر علیه شاهرخ خروج نمود اما موفقیتی حاصل نکرد و در جنگ با شاهرخ شکست خورد و به همراه برادر نابینایش شکست خورد و به همراه برادر نابینایش به دام افتاد و کشته شد .
3- شاهرخ میرزا فرزند رضا قلی میرزا نوه نادر شاه افشار بود که پس از مرگ نادر از دست علی قلی خان جان سال به در برد و تنها بازمانده خانواده نادر بود . هنگامی که علی قلی خان و ابراهیم خان برادر زاده های نادر بر سر قدرت در جنگ و ستیز بودندو خراسان را ترک کرده بودند رجال و اهالی خراسان شاهرخ میرزا را به سلطنت رساندند. شاهرخ نیز پس از مدت یک سال توسط مدعی دیگری به نام میر سید محمد از سلطنت عزل و نابینا گردید و بعد از دو ماه میر سید محمد که به عنوان شاه سلیمان به سلطنت رسیده بود توسط یکی از سرداران شاهرخ کشته شد و مجدداً شاهرخ نابینا به سلطنت رسید
4- ابوالفتح خان بختیاری فرزند قاسم خان از طایفه آسترکی هفت لنگ بود که در زمان نادر شاه پس از قتل برادرش احمد خان در سال 1145 ه.ق حاکم بختیاری گردید و مدتی در خراسان حاکم و بیگلر بیگی مرو بود . پس از قتل نادر شاه توسط ابراهیم شاه در سال 1160 حاکم اصفهان گردید و در زمان شاهرخ در سال 1161 به حکومت اصفهان ابقاء گردید و سپس پس از تسخیر اصفهان توسط علیمردان خان و کریم خان اتحاد سه گانه تشکیل گردید و مجدداً حاکم اصفهان شد و سپس توسط علیمردان خان به قتل رسید .
5- علیمردان خان بختیاری فرزند حیدر آقا ناظر از طایفه محمود صالح چهار لنگ بود . که در دوران نادر شاه به عنوان یک سردار نظامی در گروه چهار هزار نفری بختیاری در سپاه نادر خدمت می کرد و پس از مرگ نادر در سال 1160 در زمان سلطنت علیشاه افشار به همراه ایل بختیاری از خراسان به وطن خود بازگشتندو سپس برای رسیدن به سلطنت قیام نمود و اصفهان را به تصرف خود در آورد و با تشکیل اتحاد سه گانه نیابت سلطنت شاه اسماعیل را از آن خود نمود و سرانجام در سال 1167 ه. ق توسط محمد خان زند به قتل رسید .
6- اسماعیل خان فیلی فرزند حسین خان والی که پس از علیمردان خان از شاخص ترین والیان لرستان بود. خاندان والی از سال 1005ه.ق تا 1308 ه.ق در لرستان فرمانروایی کردند .
7- نمایندگان علیمردان خان عبارت بودند از علی سلطان هارونی ، عالی سلطان ممزایی ، بالی سلطان و حاجی بابا خان ، محمود صالح به عنوان پیک صلح نزد کریم خان رفتند و زمینه اتحاد را فراهم ساختند .
8- کریم خان زند فرزند ایناق از تیره زندیه طایفه لک لرستان بود که در سپاه نادر خدمت می کرد و پس از مرگ نادر باطایفه زندیه که نادر آنان را به خراسان کوچانده بود به سرزمین خود یعنی قلعه پری و کمازان از توابع ملایر بازگشتند و اقدام به دست اندازی در مناطق اطراف خود نمود و با کمک برادران و عموزاده های خود توانست قدرت و شهرتی را به دست بیاورد و سپس با علیمردان خان بختیاری هم عهد گردد و اصفهان را به تصرف خود در آوردند و با تشکیل اتحاد سه گانه مقام سپهسالاری را کسب کرد و با نقض عهد علیمردان خان و قتل ابوالفتح خان راه برای او باز شد و به نبرد با علیمردان خان پرداخت بخت با او یار شد و رقیب سرسخت او یعنی علیمردان خان از میان برداشته شد و به قتل رسید و مقام وکیل الدوله که قبلاً به عهده خان بختیاری بود را از آن خود کرد و زمینه فرمانروایی ایران برای او فراهم گردید .
9- ذکریا خان کزازی از سرداران نادری بود و در دوران فرمانروایی ابراهیم میرزا وزارت و حکومت نواحی کله و کزازی و کمره و جاپلق و بروجرد را عهده دار بود و در تشکیل اتحاد سه گانه سمت وزارت شاه اسماعیل را عهده دار گردید .
10- ابوتراب میرزا فرزند میرزا مرتضی صدر الممالک از سوی مادر نواده شاه سلطان حسین صفوی بود در سال 1163 ه.ق از سوی سرداران لر تبار به نام شاه اسماعیل ثانی در اصفهان به تخت سلطنت نشست بعد از شکست علیمردان خان به کریم خان پیوست موقعی که کریم خان از محمد حسن خان شکست خورد نزد وی شتافت هنگام عزیمت محمد حسن خان دو بار نزد کریم خان برگشت وکیل این بار به او اعتنایی نکرد و شاه را نمک به حرام خطاب کرد برای همیشه مجبور به اقامت در آباده شد و در سال 1187 ه.ق در گذشت .
11- حاج بابا خان عموی علیمردان خان بود پسری داشت به نام ابدال خان هنگام تصرف اصفهان به همراه پدر در رکاب علیمردان خان می جنگید وی سه پسر داشت که مهمترین آنها محمد حسن خان بود که جد خوانین محمد صالح بود
12- سید فرج الله خان فرزند سید محمد صادق کلانتر شوشتری برای رسیدن به حکومت محمد رضا بیک حاکم دولتی را از شوشتر بیرون کرد تا زمان آقا محمد خان قاجار بود . پس از وی پسرانش سید ابوالفتح خان به حکومت رسیدند . کلانتر ها در دو دستگی حیدری و نعمتی و شوشتر نقش مقابل سادات مرعشی را عهده دار بودند .
13- عبدالعلی خان فرزند خلیل خان عرب میش مست پس از مرگ نادر از اراک به کرمانشاه آمد و نزد پسر عمویش امیر خان توپچی باشی رفت تا زمان سقوط قلعه کرمانشاه با میرزا محمد تقی همکاری کرد . . بعد از سقوط کرمانشاه به آزاد خان افغان پیوست سپس نزد شاهرخ میرزا رفتو سرانجام به شیراز آمد و در 1303 ق در راه بازگشت از زیارت کعبه جان سپرد .
منابع مورد تحقیق :
1- نادر نامه – نشریه انجمن آثار ملی خراسان نگارش محمد حسین طلوعی
2- کریم خان زند نوشته جان . ر. پری ترجمه محمد علی ساکی
3- رستم التواریخ – محمد هاشم ( آصف رستم الحکماء)
4- مجمل التواریخ ابوالحسن محمد امین گلستانه
5- قلعه پری از کریم خان زند تا لطفعلی خان – بهرام افراسیابی
6- تذکره شوشتر – سید عبدالله جزایری
منبع:وبلاک همبستگی طایفه آسترکی
شهر من شهر کریم زند است...پایدارتر از الوند است